در باره روشنایی

Rowshanani--Tasvir8 روشنائی که امروز بشکل وبلاگ در آمده است روزی نشریه ای بود رسمی. اولین شماره آن در آبان ماه 1366 انتشار و تا دوازده سال بعد از آن ادامه یافت. طفلی بود که رشد کرد ولی به بلوغ نرسیده جان بجان آفرین تسلیم گفت. دهها نشریه با همین سرنوشت روبرو شدند. دلیل اصلی ش نه عدم تعهد و مسئولیت ، بلکه حمایت اقشار تحصیل کرده و دانشگاه دیده بود. تولید یک نشریه حرفه ای نیازمند هم سرمایه مالی است و هم مهارتهایی همچون اطلاع رسانی، روشن سازی اجتمائی از جمله روزنامه نگاری و نویسندگی و سایر حرفه های مربوط . اولی موجود نبود، چون حرفه ای پول ساز و سود آور نبود. دومی هم نایاب بود. چرا که فرهنگ دیکتاتوری نیاز برای گفت و شنود و انتشار افکار و ایده ها را سر کوب و خاموش ساخته بود که هنوز نیز ادامه دارد. دستگیری و بازجویی و زندان و شکنجه، خاموشی و سکوت را تشویق میکند و گفتن و شنیدن را عقیم و خنثی میسازد. در چنین شرایطی انتشار نشریه، چیزی جز یک ماجرا جوئی پر درد سر نمیتوانست بحساب آید. با این وجود روشنائی بیش از یک دهه انتشار یافت و در نوع خود بدیع بود، از حمایت دو نفر از معروفترین گرافیستهای ایران برخور دار بود. بدین لحاظ قابل مقایسه با نشریه های حرفه ای بود. نام آشنایی بجز این دو در روشنایی دیده نمیشد. روشنایی آزادگویی را به نام آوری وشهرت ارجهیت میداد. چرا که گمنامی، زبان را از اسارت و بندگی نجات میداد. تعارف و رو در بایستی کنار میرفت و حقیقت امکان نمودن رخ خویش مییافت. سوی و جهت روشنایی، نجات از تاریکی بود که با سلطه نظام الهی و یا نظام فقاهتی- ولایتی بر ایران حاکم شده بود. باور بر این بود-هنوز هم هست- که با روشنائی میتوان بمبارزه با تاریکی پرداخت وبانسانیت خویش دست یافته و جامعه را آزاد ساخت. روشنائی زمانی ظاهر شود که نقد قدرت با نقد مذهب در هم آمیزد. در زمانیکه فقاهت بارگاه قدرت را در انحصار خود در آورده است. نقد قدرت جدا از مذهب، نقدیست پوسیده و کهنه. نقدی که آئین و باورهای مذهبی را تقدس بخشد و آنرا مصون دارد از چندو چون و بررسی. آنها که بر جامعه ایران حکم میرانند بنام مذهب با توسل بدان و با دیدگاههای مذهب. سلطه افکنده اند. یعنی تمام سیاستهای حاکم، تصمیم گیریها در کلیه زمینه های اقتصادی، اجتماعی، قانونی و فرهنگی در تبعیت از مذهب بمنصه ظهور در آید. بار مسئولیت را باید مذهب بدوش بکشد. اگر نظام پیوسته بجنگ و خونریزی خوشامد گفته است و فقر و عقب ماندگی ادامه دارد ناشی از باور به جهاد است و شهادت. فقیهی که کلاشینکف بدست روزهای جمعه بر سر مهراب و منبر رود هم خطبه سیاسی گوید و هم عبادی. وبدین ترتیب تمام آئین و مراسم مذهبی روزانه و ماهانه و سالیانه از نماز و روزه گرفته تا نمازهای جماعت و حجاب و خمس و ذکات تبدیل بیک امر سیاسی شوند. پیآمد وحدت قدرت و مذهب، خارج ساختن مذهب و تمام اسطوره های آن از مصونیت در قلمرو نقد است. در پناه این مصونیت از نقد بوده است که مذهب شرایط اجتماعی را برای برقراری سلطه ارزشهای الهی، تحجّر و تاریکی و نابینایی ، نادانی آماده گرده است. . در شرایط تاریکی تمام فرائض مذهبی در خدمت تحکیم نظام تسلیم و اطاعت است و تقلید و تبعیت که همسازی کامل دارد با نظام مطلقگرای استبدادی. در ادامه همین ادبیات است که روشنائی کفتار خودش را بشکل و بلاگ ادامه میدهد.