در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟

Rowshanani--Khyanat ولی فقیه، خداوندگار یکتا و یگانه، در سخنرانی اخیر خود در دیدار با فرماندهان نیروی هوایی و نظامی، بر حسب عادت از روی صداقت و زهد و تقوا، به وارونه ساختن حقایق، به سحر و جادو و فریب و ریا کاری پراخت. چرا که وقتی در یک جامعه 80 میلیونی تنها یک فرد حق حرف دارد ، حرفی که در آن نه چون و چرایی ست و نه چند و چونی، هر چه که میگوید چیزی نیست مگر حقیقت مطلق، مصون از هر گونه نقل و نقدی. هیچکس نمیتواند آنچه ولی فقیه میگوید و یا انجام میدهد، یا تدبیری که می اندیشد، تصمیمی که میگیرد و سیاستی که بر میگزیند، مسئوول بداند. او حتی پاسخ بخدا هم ندهد، چون او خود، خدا ست و جلوه الله.

در دیدار سالیانه در نوزدهم بهمن با فرمندهان نیروی هوائی و ارتشیان، روزی که جایگاه خاصی در تاریخ انقلاب 1357 داراست، حضرت ولایت برحسب عادت از سلطه ستیزی اسلام و دشمنی پایان ناپذیر با «شیطان بزرگ،» شیطانی که خدا را مقتول ساخته است و به ستیز و خصومت با دین مبین اسلام بر خاسته، سخنی بزبان نراند. اگر چه از بالاتر، بسی بسیار بالاتر، یکتا و تنها همچون خداوندگار یگانه، بزیر پای خود مینگریست، تو گویی به گله ای از حیوانات اهلی مینگرد، بزبان یک رهبر سیاسی، از حفظ منافع ملی عزت خواهی ملت ایران سخن گفت. البته وی از مبالغه و گزافه گویی در باره انقلاب اسلامی و جاذبه آن در جهان هیچ دریغ نکرد. با این وجود، در دفاع از اسلام، و محکومیت استکبار جهانی، نیز خطبه خوانی نکرد. تو گویی حضرت ولایت در پی توافق باشیطان بزرگ، توافق با دشمنان اسلام نیست. بعکس، ولی فقیه در پی توافقی است که به به ضرر منافع ملی و زمینه ساز تحقیر ملت بزرگ ایران نشود، گویی که تحریمات حربه ای بوده است در دست دشمنانمردم، نه دشمنان اسلام. که تحریمات در خدمت زیرپا گذاردن منافع، عزت و احترام ملت ایران بکار گرفته شده است نه بمنظور توقف غنی سازی هسته ای بهر قیمتی، سیاستی ناشی از اراده ولی فقیه، خداوندگار یکتا و یگانه. چه رهبر دلسوزی؟ بنابراین برای خارج ساختن حربه تحریمات از دست دشمن ملت بزرگ ایران است که باید به توافق رسید. اگرچه هنوز میتوانیم با تکیه بر ظرفیت های داخلی از پس تحریمها برآئیم. نه اینکه کشتی ولایت بگل نشسته است و نه راه پس دارد و نه راه پیش.

از اینروی، در دیدار با کارکنان نظامی، ولی فقیه در لباس یک رهبر سیاسی ظاهر شده بود و به زبان دیپلماسی سخن میگفت نه به زبان یک انقلابی واپسگرا، همچون زمانی که به صدور قطعنامه های شورای امنیت خوشامد گویی میگردند، تحریمات را راهکار شکوفایی و استقلال اقتصادی میخواندند، همچنانکه 8 سال جنگ با عراق را یک برکتالهی مینامیدند. آری، اینبار نیز حضرت ولایت از درون کشتی بگل نشسته سخن میراند با ابزار "نرمش قهرمانانه " از تعامل و آمادگی برای معامله، بده و بستان و انعطاف پذیری خطبه میخواند، زبانی که تا چندی پیش کفر آمیز بود. لذا زبان تعامل و مصالحه را در لابلای دفاع از رفتار منطقی، حفظ منافع مردم و عزت خواهی ملت ایران، بسته بندی نمود و به بفرماندهان نیروهای نظامی و تمامی مردم ایران، ارائه نمود، چنانکه گویی موجودی به این حقه و نیرنگ زبانی پی نبرد. که این دشمنی شیطان بزرگ با اسلام نیست که غیر منطقی و متجاوز کارانه است بلکهرفتار آمریکا وچند کشور اروپایی دنباله رو آنها هستند که از خود انعطاف پذیری نشان نمیدهند و افزون خواهی میکنند. چه خوب حضرت ولایت فهمیده است که وقتی بارک اوباما از اسلامی خواندن، ضاربن شارلی ابدوامتناع میورزد، دفاع از اسلام عزیز، حکومت آیت الله ها را در کنار دولت اسلامی شام و عراق موسوم به داعش و امثالهم مینهد و ترس و وحشت بیشتری را دامن میزند و کشتی ولایت عمیقتر در گل فرو رود.

پس چه تعجب اگر سخنان حضرت ولایت را کارشناسان سیاسی، مثبت، نرم و ملایم ارزیابی نموده و بسی بسیار منطقی. چه مذکرات هسته ای را مورد تایید قرار داده و تاکید کرده که او نیز با ادامه مذاکرات موافق نیست و خواهان رسیدن بیک توافق یک مرحله ای ست، توافقی که جزئیات و کلیات را در بر بگیرد، توافقی که ضامن تامین "منافع ملی " و "عزت خواهی. " ملت ایران باشد.

حال آنکه گفتمان ولایت فقیه، چیزی نیست مگر گفتمان فریب کاری و وارونه ساختن حقایق. چه آنچه امروز کشتی ولایت را به گل نشانده است، چیزی جز غنی سازی هستی ای بهر قیمتی نبوده است، برنامه ای نه در جهت حفظ منافع ملی بوده است و نه حفظ غزت خواهی ملت. برعکس بیش از بیست سال است که هزینه هایی که کسب انرژی هسته ای بر مردم ایران تحمیل کرده است، چنان بر گرده ملت سنگینی میکند که هرگز بحالت عمودی باز نگردند، که برنامه هسته ای خود حقه و خدعه ای بیش نبود در خدمت آمریکا ستیزی و غرب ستیزی. تشدید تنش و تشنج در بیرون و سرکوب و خاموشی در درون که زمینه ساز بزرگترین غارتگریها و چپاولگری های ثروت ملت گردید، برنامه ای که در خدمت خواری و حقارت بسیاری و سعادت و ثروت چندی.

حضرت ولایت در حالی از عزت خواهی ملت ایران سخن میگوید که یکی از فرماندهان سپاه ولایت، معروف به سپاه پاسداران، اعلام کرد که در سال 88، سال خیزش اعتراضی ملت، بیش از 800 تن از معترضین را "قطع نخاع " کرده اند. داعشی ها که نامشان امروز لرزه بر تن افکند هنوز به چنین جنایتی دست نزده اند. چه خوب بود که تحلیل گران باین نکته توجه میکردند که در پس گفتمان حفظ منافع ملی و عزت خواهی ملت، چه جنایات هولناکی که ننهفته است. فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.com

firoznodjomi.bolgpost.com

rowshanai.org